.comment-link {margin-left:.6em;}

یکشنبه، 2 دی 1386

ته که نازنده والا دل روایی

بودی نبودی بودی
نبودی بودی نبیودی

زیاد مثل همیشه است
تو هم که رفتی آن دنیا
منم و این دنیا و همه چیزش که کلن هیچ وقت فرقی نمی کند
شنیده ام آن دنیا هوایش سرد است خیلی مثل من
هواست به پستان هات باشد گرم باشند همیشه
حتی اگر به دست من هم نشد مهم نیست
فوقش اینجا هم من از حسادت داغ می شوم
دیشب خوابت را دیدم

بودی من که دیگر نبودم که نیستی دیگر من که نیستم باز هم
پاییز من توی بابل خودش را گرفته من که نیستم و نیست اینجا که من نیستم باز هم
من الآن برای تو که دارم شعر عاشقانه می نویسم بگویم این را که من هستم الآن که نیستم باز هم
برای خیال خنک ابری با یک کم باد دارم برای همه جای تو مدحیه می گویم حالا که تو نیستی و من هم نیستم، باز هم چه فایده دارد
(مدیحه ها همیشه فقط به مداح و ممدوح حال می دهد)

پنج شنبه، 17 آبان 1386

خبری نیست
خیلی خبری نیست
من اینجام
تو هم بودی من اینجا بودم
من همیشه همین جا بودم
همین جا خواهم بود
نمی دانم
تو آیا فرق می کردی؟
It is ages
من پشت همین keyboard نشسته ام

چشم کلاغ ها سیاه است آنطور که از یک متری هم نمی فهمید چشم دارند.
بعضی ها می گویند برای این است که آنها چشم همدیگر را در نیاورند.
بعضی ها می گویند چون تمام وجودشان سیاه است.
من as یک کلاغ پیر خودم یک چیز دیگر می گویم.

باد می زد
بارون هم بود
ماشین هم شیشه اش پایین بود
من هم سیزده بدر شده بودم
موسیقی نمی دانم فرق نمی کرد
من دور تر بودم
نزدیک یک خدا
بوی تو هم تو نیود هنوز
من دیوانه بودم
یک دیوانه ی بیچاره
بیچاره من

دوشنبه، 30 مهر 1386

اعصاب آدم گاهی خیلی گاهی خیلی طعم الکل را می خواهد
حتی پستان های درشتی که ساکت هم نشسه اند کافی کافی نیستند
توی من توی من از اینجا بودن وسوسه می شود که بمیرد
من برای بابا وَ مامانم وَ مامانم وَ بابام یک نخاله بیشتر نخواهم بود
من همیشه همین طور همیشه همین دور خواهم بود

شنبه، 28 مهر 1386

خوب بودن
خوبی به من نمی کرد
من توی تو که گیج میزدم
بهتر بودم
اما
هیچ وقت
خوب نبودم

خیلی دیر بود
خیلی برای اینکه تصمیمم را عوض کنم
خرمای تولد من الکل انداخته یود
مست بودم به خدا
سوء استفاده کرد

قبل از اینکه تصمیم بگیرم همجنس باز باشم
یکی توی کونم تلمبه می زد
همیشه یک جوری کنار آمده ام
آن وسط ها برای رقاص هاست

شنبه، 14 مهر 1386

خیلی
گاهی به تو فکر می کنم
خیلی
گاهی به یکی که دور تر است
چه فرق دارد
من برای همیشه ام
این طوری می مانم

چند وقت است دیگر بویی احساس نمی کنم
بو خیلی بد و خوب داشت
الان نه بد دارد
نه خوب

هیچ وقت
همیشه
کلن

جمعه، 13 مهر 1386

کناره ها
کمر بار و کم
خمیر تر
خمپاره تر
خمیازه می کشد آنجایش
که کم کلماتی را تویش زمزمه می کنم که نمی فهمد
خنیا برای خودم می بافم از
. . .

آر آر اگر
خا را، را

سه شنبه، 27 شهریور 1386

می توانست اینگونه باشد
حتا اگر که گه می شد بعدش
چقدر خوب می بود
بوی بغل تو می بود
و شورت تو آن گوشه
می بود

چهار شنبه، 21 شهریور 1386

خوشگل ِ من
تنها من برای تو خنیا می گرم که تو برای من دور می خندی و دوستم نداری که چانه چانه لبخند خنده دار خودت را برای نهار جوجه ها ببری که بعد از 21 روز آمده اند حماقت را جیک جیک نوک بزنند از من ِ گذشته ی نشسته.

یک روز یکی تنها قورباغه ای که در جهان بود قلیچ زیر پایش ترکاند





فلیچ
قلیچ
قی لیچ
قیلیچ
قلیچ
ق ل ی چ
لیچق

این خیار خوش مزه را میبینی.
یک روز توی کونت فورو می کنمش.
و نباید گریه کنی.
تصورش را بکن جه حالی =))

دلم می خواهد خنده بزنم اما زهر ِ بیشتر را نمی توانم تحمل کنم. پس شرط می کنم حرف نزنم. زیاد حرف نزنم. اگر شد زیادی حرف نزنم. کاش خفه می شدم. نمی تئانم صدایم را تحمل کنم. خفه شو، فتحه، میم.

خدا بزرگه، درس میشه

سه شنبه، 13 شهریور 1386

دیر روانه ی زیر خوابی خود را به خیال تو در گرداب پیچیده دور راه آب حمام کردم
مو های زده شده ی آن پایین هام
دیگر نرویید

ری را! ری را!
آواز های آدمیان را یک سر، من دارم از بر

خیابان ها پر است از باکره و بی پرده
و من چقدر آزادم

به پیروی امر شما، من اینجا نشسته، و به شما فکر نمی کنم.

شنبه، 27 مرداد 1386

وقتی نگاه می کنم قشنگ پستان هات را می بینم که ایستاده اند
و تو را برهنه ایستاده ای تر که برجسته تر می کنند
اما
خجسته تو خسته تری خاموش تا مثل برف
باشی

لب بام من خیس و خونین
رو حلبی ها ی زنگ زده ی مثل مو های یک پری دریایی
ناودان من
قرمز و غروب
ولو شدی در بغل سفالی من

غروب شدی
گرفته اشک شدی چشمه شدی جوب شدی
خوب تر بودی
خوب شدی

چهار شنبه، 17 مرداد 1386

سرم درد می کند
اوقاتی که تابستان نیمه تاریک می شود تا سرم درد می کند
سرم درد می کند
اوقاتی که شنیده می کند از فکر تا به دور دست هایی که تنبک می زند لب های صورتی برف تا سرم درد می کند
سرم درد می کند
اوقاتی که سوزش پیشانی ام از نزدیکی در من گونه ی مهاجرت صدای تندر به دور دست تا سرم درد می کند
سرم درد می کند

سیگار روی میزه
آفتاب تو آسمون
تو توی یه دنیای دیگه
من توی خونمون

تمام می شوم
دارم
برای تو
تمام
دارم
می شوم

خج خج قیج قیج
صدای پستان هاش
توی تنم عقربی خودش را نیش
تویم را

سه شنبه، 26 تیر 1386

فندک

شده تا حالا نصف شب از جلو کامپیوتر بلند بشن تا برین آب بخورین، بعد وقتی بلند شدین تا برین آب بخورین احساس کنین قدتون بلند تر از اونیه که باید باشه؟ (البته قد من به زور به 170 هم می رسه)

امیدوارم همتون خوب باشید

توی مترو آدم یه بار میتونه با یه دختر بخوابه. اما من امروز تنها فرصتم رو از دست دادم. چقدر یه ادم می تونه پشمون باشه.

من همیشه از متنایی که یه چیز خفن میگن بعد با توضیح دادن اون چیزی که گفتن اون چیزی که گفتن رو به گه می کشن بدم مبومد. مثل جمله ی آخر همین متن فندک که اون بالاست. یا مثل همین چیزی که الان خوندین در مورد به گه کشیده شدن متن فندک. یا همین جمله اخیر در مورد چیزی که در مورد به گه کشیدن فندک بود. و یا همین جمله اخیر که در مورد چیزی که در مورد چیزی که در مورد متن فندک بود. و یا ...
خوب من همیشه از روابط بازگشتی خوشم میومده.
(این جمله ی اخیر رو هم اضافه کنید. و این جمله ی "این جمله رو هم اضافه کنید" و این جمله ی "این جمله ی "این جمله رو هم اضافه کنید"" و ...)

جمعه، 22 تیر 1386

تو چند کلمه بذار بچسبم

کلمه1. توی ماشین بودم
هوس کردم کوچک بودم
شاید 2 3 میلی متر
تا از پستانت بالا می رفتم
نوکش آتش روشن می کردم
به غروب آفتاب نگاه می کردم

کلمه 2. "خوب بود اگر خوب بود"
بزن تو سرم
منم مشت می زنم توی صورتت
صورتت زخمی که می شوی
خیلی قشنگ است

کلمه 3. دلم می خواد تنها باشم. هیشکی نباشه. سیگار بکشم. راه برم. دیر بخوابم. ویسکی بخورم. جلق بزنم.

کلمه 4. بی خیال
حالم بده
بگیر بخواب

کلمه 5. کلم کلمه کلمه شده
کلن کیریم
کونم داره سمندر کشت می کنه
پس کس شعر نگو کفه ی مرگت و بذار بزار حشرمو بخوابونم
من حساسم به تخمم ضربه ی جبران ناپذیر می خوره
اونوقت دپ می زنم
میرم
خدافس
[تخ]

پنج شنبه، 21 تیر 1386

میدانید بدی من چیست؟
من گوژپشت نتردامم
اما دختر کولی خوشگل با پستان های برجسته و کمر باریک و کون خوش تراش و لب های از بوسه جدا شده ندارم.

خوب، آدم بعضی وقت ها خیلی دلش می خواهد
خیلی خوب بود آخر
آدم مقاومتش صلب می شود
Every man has a price

ok،
کجا بودیم؟
از دست این تلفن
بیا ،

سه شنبه، 19 تیر 1386

گفتم که
من هیچی نمی گم

"آهاااای! ، من اینجاااااام"
نه،
واسا ببینم
نه، هیچی، بی خیال

پنج شنبه، 7 تیر 1386

افسانه ها برای من خواب دارند
خواب ها برایم فکر
فکر ها torture
افسانه بود که رویای من بود


سیب زمینی هام سوخت

خوب،
برویم سر اصل مطلب
چند؟

دو زلفونت بود تار ربابم
چه می خواهی از این حال خرابم
تو که با مو سر یاری نداری
چرا هر نیمه شو آیی به خوابم

پنج شنبه، 31 خرداد 1386

دلم می خواست یک قورباغه داشتم که خیلی برایم عزیز بود
آنوقت تو که می آمدی نزدیک مرداب
آنقدر می زدم توی سرش که قور قورش در می آمد
چون قورباغه دوست داری

پستان همه چیزش خوب است
حتی اسمش

توی خواب
آنقدر لخت برایم رقصیدی
که گل و بته های قالی دوره ات کردند
و من عرق کرده بودم

پنج شنبه، 24 خرداد 1386

بيا
بيا رفتم گريه خريدم صبح
بگذارم لاي پستانهات
و صورتم را بگذارم روي شكمت
و سرم را
لاي پاهايت
درد دل كنم
بيا ديگر اين همه دوري
به خدا من غلط كرده ام
بيا

با غمزه مي گويم
تا نتواني انكارم كني
كه من پشت اين كيبورد
نشسته ام و مي نويسم
براي تو