.comment-link {margin-left:.6em;}

یکشنبه، 2 دی 1386

بودی من که دیگر نبودم که نیستی دیگر من که نیستم باز هم
پاییز من توی بابل خودش را گرفته من که نیستم و نیست اینجا که من نیستم باز هم
من الآن برای تو که دارم شعر عاشقانه می نویسم بگویم این را که من هستم الآن که نیستم باز هم
برای خیال خنک ابری با یک کم باد دارم برای همه جای تو مدحیه می گویم حالا که تو نیستی و من هم نیستم، باز هم چه فایده دارد
(مدیحه ها همیشه فقط به مداح و ممدوح حال می دهد)

1 Comments:

  • کاش می فهمیدم چی می گی
    توتالیتریسم یعنی.............دوست دارم منم یه جایی لا به لای کس شعرات باشم مثل استخوون نفرت انگیز لای زخم

    By Anonymous Anonymous, at 1/10/2008 11:32 PM  

Post a Comment

<< Home